واقعیت این است که کودکان بایددر مهدکودک فرصت کنند تا احساسهای خودشان را بیرون بریزند.چون ما نمیخواهیم که احساسهای ناشی از عجز و خشم کودکان به صورت گلوله های مچاله شده در وجود آنها پنهان بماند. یعنی ما باید از یک طرف به کودکان اجازه بدهیم که احساسهای خشم و ناراحتی خود را ابراز کنند، اما با این آگاهی که تکرار بی مورد این نوع رفتارها را نمی توان تحمل کرد.

همگی ما معتقدیم که باید ویژگی مردانگی را در بین کودکان پسر تقویت کنیم و تفاوتهای آنان را با خودمان به عنوان مربیان زن پرورش دهیم. در عین حال این اعتقاد را داریم که کودکان باید آزادانه و بسیار زیاد به بازی هایی که عضلاتشان را تقویت می کند، بپردازند.ولی این اعتقاد را هم داریم که مردانگی و کارهایی که به عضلات مربوط می شود هدفش به این طرف و آن طرف پریدن، دیگران را ترساندن و یا کتک زدن نیست و موضوع خیلی فرق می کند. من بسیاری از مربیان را دیده ام که به کودکان اجازه میدهند تا ساخته های خود را خراب کنند، ولی اجازه ندارند که به ساخته های کودکان دیگر آسیبی وا رد نمایند با وجود این ما معتقدیم که تهاجم مستقیم مانند پرتاب شی به طرف مردم،گاز گرفتن، هل دادن، گستاخی و سرپیچی کردن از قوانین معمولا در محیطهای پرورشی غیر قابل قبول است. در ضمن چه بسا از نظر تئوری احساس کنیم که خفه کردن احساس عصبانیت و از بین بردن رفتارهای تهاجم آمیز نیز درست نیست.

با این توضیحات می توانیم بگوییم که وقتی خشونت کودکان  را می بینیم یعنی اینکه ما بیش از حد بر آنها کنترل داریم و یا اینکه رفتارمان نسبت به آنها بی ثبات است. این دو مسئله بی شک در مقابله با رفتارهای تهاجمی کردن موثر است. حال اگر در این دو مورد زیاده روی نکنیم ، به راحتی می توانیم رفتارمان را با کودکان مهاجم تنظیم کنیم.

مطالب آموزنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *